تأثیرات مثبت دویدن بر روحیه و روان انسان

0

تأثیرات مثبت دویدن بر روحیه و روان انسان

دویدن شما را شادتر می‌کند

پس از یک روز کاری خسته‌کننده و پر از استرس، سخت است که بتوانید انرژی خود را جمع کنید و به پیاده روی بروید، چه رسد به اینکه لباس دویدن به تن کنید. من برخی روزها تحریک‌پذیر و عصبی هستم. به خصوص در زمستان زمانی که به باشگاه می‌روم هوا تاریک شده است و همین باعث می‌شود که به نا امیدی فصلی دچار شوم. اما وقتی خودم را راضی می‌کنم که برای دویدن به بیرون بروم، بعد از یک مایل، به کلی فراموش می‌کنم که چه چیزی من را افسرده کرده بود. بعد از مایل سوم و چهارم به چیزهای خوشحال‌کننده‌تری فکر می‌کنم، در مورد کسانی که دوستشان دارم، یا تعطیلات و یا به اهداف شغلی‌ام و در انتها حالم به کلی تغییر می‌کند. شادتر هستم و  احساس سبکی می‌کنم.

دویدن شما را مهربان‌تر می‌کند

سال‌ها پیش در مقاله‌ای در مجله وال استریت خواندم محققان بر این باورند که خشم درپیاده‌روها به اندازه خشم در بزرگراه‌ها است. به این معنی که اگر ما در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنیم هنگامی که در پشت سر عابران پیاده‌ای که آرام راه می‌روند گیر می‌کنیم، همان احساس خشم و تغییرات شیمیایی در مغزمان اتفاق می‌افتد که در خیابان و در شلوغی رانندگی.

حالا، این موضوع را با دویدن در پیاده‌رو‌های مراکز شهر، درست وقتی همه از کار تعطیل می‌شوند ترکیب کنید. افتضاح است! اما در این میان وقتی با موج جمعیت به این طرف و آن طرف پرتاب می‌شوی می‌توانی آدم‌های متفاوتی را ببینی. برخی با عصا هستند، دیگری با هر قدم در حال دعواست، دیگری بدترین مشت را روانه بدن شما می‌کند، عده ای هم فقط خسته هستند. دویدن می‌تواند خسته کننده باشد، اما تلاشی برای غلبه کردن است. دراین راه تلاش افراد برای این مبارزه می‌تواند من را مقداری مهربان‌تر کند که همسایه‌هایم را اندکی بیشتر دوست داشته باشم. وقتی می‌دوم آنهایی که در پیاده رو با من هستند همسایه‌های من هستند. پس به جای آنکه آن‌ها را پس بزنم و عبور کنم به آنها لبخند زده و سعی می‌کنم همه چیز را کمی روشن‌تر کنم.

دویدن شما را پر از غرور ‌می‌کند

گناهی به نام مغرور شدن: همه این را شنیده‌ایم. اما انتخاب یک هدف برای خود و تلاش برای دستیابی به آن و احساس غرور از رسیدن به آن به هیچ عنوان گناه نیست، مخصوصاً که لذت آنی یک غریضه طبیعی است. این یک غرور کوچک است که از انسانیت و موفقیت حاصل می‌شود نه تکبر یا تظاهر.

وقتی من برای دومین ماراتن زندگیم تمرین می‌کردم  تاندون‌های آشیل پایم دچار التهاب شدند. به یک متخصص طب ورزشی مراجعه کردم که پیش‌تر نیز برای ماراتن اولم مرا ویزیت کرده بود. او برای من توضیح داد که من برای دویدن ساخته نشده‌ام، زمان خوبی برای من نیست و می‌بایست ورزش دیگری را انتخاب کنم.  وقتی مطبش را ترک می‌کردم اندکی ناراحت بودم اما تصمیم گرفتم به او ثابت کنم که در اشتباه است. بعد از مدتی فیزیوتراپی و آموزش‌های سخت توانستم ۲۰ دقیقه رکورد قبلی خودم را بهبود ببخشم. همچنین توانستم به مخالفان همیشگی‌ام غلبه کنم. زندگی پر از چنین لحظاتی است و ما باید مراقب باشیم که طعمه آنها نشویم. دویدن به ما کمک  می‌کند بر این‌ها غلبه کنیم.

دویدن محدودیت‌های شما را می آزماید

وقتی برای اولین بار در مسابقه پنج کیلومتر شرکت کردم تنها برای اتمام آن مبارزه می‌کردم. سال‌ها بعد شخصی مرا راضی کرد که می‌توانم در مسابقه معروف ۱۰ مایلی در واشنگتن دی‌سی شرکت کنم و برنده بشوم و همان هم شد. این باعث شد که فکر کنم می‌توانم اندکی بیشتر تلاش کنم و نیمی از ماراتن را به اتمام رسانم. زمان تمرین من برای مسابقه، دوست خوبی در مراحل اولیه آماده‌سازی خود برای مسابقه ماراتن کامل بود. ما متوجه شدیم که در حقیقت من سریع‌تر از او می‌دوم و این امر باعث شد من فکر کنم که می‌توانم ۲۶.۲ مایل (ماراتن کامل) را کامل بدوم. به نظر من این موضوع مسخره آمد اما او به این کار اصرار ورزید. در ذهن خودم، من هنوز یک بازیکن فوتبال چاق دبیرستانی بودم که تلاش می‌کرد تا سه چهارم مایلی را که مربی از او خواسته بود تمام کند نه تمام یک ماراتن کامل را. اما با برخی تشویق‌ها من ۱۴، ۱۶ و ۲۰ مایل دویدم. من برای یک ماراتن آماده بودم. دویدن به من کمک کرد که محدودیت‌هایم را بیازمایم.

دویدن شمارا صبورتر‌ می‌کند

دویدن طولانی زمان‌بر است. مهم نیست سریع باشد یا آهسته، شما می‌دوید و برای تمام کردن ۱۰ یا ۱۵ یا ۲۰ مایل زمان لازم است. درحالی که براورده کردن نیازهای جسمانی در تمرینات آماده‌سازی ماراتن دشوار است، نیازهای ذهنی نیز که شامل یک بعد ازظهر کامل تکرار حرکات فیزیکی است می‌تواند اندکی خسته کننده باشد. اگر صبور نباشید نمی‌توانید تا انتها ادامه دهید، چه بدنی و چه ذهنی.

وقتی که من در یک خط در حال حرکت آهسته هستم مثلا در پشت یک سری کارمند که برای یک قرار ملاقات می‌روند یا یک قطار خراب، صبر می‌کنم تا بتوانم بر تشدید عصبانیتم غلبه کنم. و حتما شنیده‌اید که می‌گویند صبر مسبب پرهیزگاری است. در نتیجه ما نیاز به انجام فعالیت‌هایی داریم که بتوانیم آن را تقویت کنیم. صبر می‌تواند به رفتار ما در مواجهه با دیگران کمک کند و به ما یادآوری می‌کند با مردم همچون مانعی برای رسیدن به خواسته‌های خود رفتار نکنیم بلکه همچون یک همسایه با تک‌تک آنها برخورد کنیم.

Leave A Reply